دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۹۷

مشاوره خانواده

مشاوره خانواده

آغوش درمانی

۱ بازديد

آغوش درمانی

آغوش درمانی

لمس اساس ارتباط نوزاد آدمی با دنیایی است که به آن قدم می گذارد. حواس پنج گانه از اولین ابزارهای ارتباطی او با دیگران است. از این میان حس لامسه کاربرد زیادی دارد. نوزاد انسان ، لطافت، گرمی، سردی، درد، فشار، راحتی، آسایش و بسیاری از حالات جسمی و حتی عاطفی را از طریق حس لامسه دریافت می کند. کسانی که در دوران نوزادی و کودکی دچار محرومیت حسی شده اند، در بزرگسالی به سختی قادرند عواطف خود را نشان دهند و به نظر دیگران افرادی سرد و بی روح می نمایند.

در آغوش گرفتن دیگران

هم با کلام و هم بدون آن می توان با خود و دیگران ارتباط برقرار کرد؛ و لمس از جمله ابزارهای ارتباط غیرکلامی است.

هلن کولتون(Helen Colton)مولف کتاب لمس، عقیده خود را در خصوص ضرورت توجه به سیستمهای لمس و عملکردهای بیولو‍ژیک ابراز می دارد که ما از همان آغاز زندگی دانش و خرد کسب کرده ایم و به انسان های دانائی تبدیل شده ایم. اکنون آنقدر دانش نوین در اختیار داریم که بتوانیم به ابعاد جدیدمان ، در مقام انسان های بیولوژیک (homo bioloicus)، توجه کنیم. ارگانیسم بیولوژیک ما برای عمل کردن در حد اعلای خود – حداکثر شادی و لذت – به چه چیزی احتیاج دارد؟

شواهد علمی حاکی است که “لمس کردن” یا “تماس انسانی” یکی از قدرتمندترین و پایه ای ترین نیازهای بشر است. موجود انسان – که ترکیبی از گونه های فهیم و انسان های بیولوژیک است – برای برقراری تماس با دنیا و کسب لذت و سلامت در آن از قدرت لمس استفاده می کند و آن را در خدمت پرورش جامعه می گیرد.

بغل کردن یک رفتار طبیعی 

در آغوش گرفتن پاسخی طبیعی و غریزی از روی عاطفه ، مهر و محبت، احتیاج و شادی است.
لمس کردن و لمس شدن نه تنها خوشایند بلکه نوعی نیاز است. تحقیقات علمی این نظریه را ، که تحریک با لمس برای سلامت عاطفی و جسمی ما کاملا لازم است ، تایید می کند.
لمس درمانی و یا تقویت سیستم حس لمس یکی از ابزارهای اصلی درمان محسوب می شود. لمس کردن به تسکین درد و کاهش اضطراب و افسردگی کمک می کند ، اراده بیمار را برای زندگی تقویت می کند و همچنین به نوزادان نارسی که در دستگاه های ویژه( انکوباتور) از لمس محروم می مانند کمک میکند که رشد کنند

فواید آغوش درمانی

آزمایش های گوناگون نشان داده اند که مهمترین فوائد و خاصیتهای اثبات شده برای لمس عبارتند از :
۱٫ موجب می شود که ما به خودمان و محیطمان احساس بهتری پیدا کنیم.
۲٫ تاثیر مثبتی بر رشد زبان و هوش کودکان می گذارد.
۳٫ عزت نفسدر کودک به وجود می آورد.
۴٫ تنش و فشار عصبی را کاهش می دهد.
۵٫ حضور فیزیکی والد و فرزند را در کنار هم تایید می کند.
۶٫ موجب تغییرات فیزیولوژیکی چشمگیر در لمس کننده(toucher) و لمس شونده(touched) می شود.
لمس ، شکل های گوناگونی دارد ، در آغوش گرفتن ، که نوع خاصی از لمس کردن است، نقش موثری در کسب سلامتی و بهبودی بازی می کند.

 

ماهیت و مبنای فیزیولوژیکی بغل کردن

ریشه فعل “بغل کردن” (hugging) ظاهرا به فعل اسکاندیناوی قدیمی Hugga، به معنی آرامش دادن و نوازش کردن، برمی گردد؛ مانند مادری که فرزندش را بغل می کند. محققان در دهه ۱۹۷۰ ، درباره مواد شیمیایی به نام “اندورفین ها” که در خون و سیستم اعصاب وجود دارد ، پژوهش هایی انجام دادند. اندورفین ها موادی شبه مورفینی هستند که درد را تسکین می دهند و موجب می شوند احساس شادابی کنیم . بررسی ها حاکی است که این خواب آورهای طبیعی ، که مغز و دستگاه اعصاب آن را تولید می کنند، هنگامی که یکدیگر را در آغوش می گیریم افزایش می یابند.(Melody Beattie,1987)

Ashley Montague(1971) در کتاب لمس کردن، در خصوص اهمیت پوست انسان چنین اظهارنظر نموده است که ظاهرا در مغز ناحیه ای وجود دارد که در پاسخ به محرک های لمسی رشد می کند. اگر کودکی به فدر کافی لمس نشود قسمتی از مغزش پژمرده می شود و سیستم ایمنی بدن او آسیب می بیند.

بغل شدن در شروع زندگی سبب می شود که ما بتوانیم عشق بورزیم. بچه هایی که بدون بغل شدن بزرگ می شوند در بزرگسالی نمی توانند به دیگران عشق بورزند و ممکن است به افرادی روان دردمند(Psychopath) یا جامعه دردمند(Sociopath) تبدیل شوند یا به شکل بیمارگونه ای رشد کنند.

افسردگی و سوء مصرف مواد مخدر

۰ بازديد

افسردگی و سوء مصرف مواد مخدر

افسردگی و سوء مصرف مواد مخدر

 

یک اصطلاحی در زمان بهبود بیمار وجود دارد: اعتیاد به الکل و مواد مخدر می تواند باعث به وجود امدن بیماری های روانی شود ولی بیماریهای روانی باعث به وجود آمدن اعتیاد نمی شوند. با این حال، برخی از بیماری های روانی، به خصوص بیماری هایی که به سرعت تشخیص داده می شوند و قابل درمان هستند، می تواند با اعتیاد به الکل و مواد مخدر به وجود آمده باشند.

اختلالات افسردگی اغلب باعث به وجود آمدن احساساتی مانند غم و اندوه شدید همراه با ناامیدی، بی حالی، انزوا طلبی، اختلالات خواب، اختلال در دستگاه گوارش و اختلال خوردن می شود. اگر داروها به درستی تجویز نشوند و یا به طور مناسب مصرف نشوند برای کسانی که دچار افسردگی هستند این مسئله که خودشان برای خودشان دارو تجویز کنند و به خوددرمانی بپردازند بسیار وسوسه انگیز است.

این اتفاق می تواند باعث تشدید افسردگی و بدتر شدن آن شود. مصرف الکل، یا کوکائین ممکن است به طور موقت برخی از علائم را تسکین دهد، ولی زمانی که این مواد شیمیایی بر روی بدن تاثیر می گذارند در مرحله ای که آن مواد از بدن خارج می شود بدن پایین ترین میزان توان در مقابله با افسردگی را دارا است. و در هر مرحله که این مواد از بدن خارج می شود افسردگی شدت بیشتری می گیرد هر چند در ابتدای افسردگی فرد علائم شدیدی را تجربه نکرده باشد این مواد باعث می شوند که هر بار استفاده از مواد و خروج ان بدن میزان افسردگی شدیدتر شود. افسردگی ممکن است فرد را به استفاده از مواد مخدر و الکل ترغیب کند زیرا استفاده از این مواد در ابتدا باعث فرار از احساسات بد می شوند.

مشکل دیگر این است که اگر استفاده از الکل و مواد مخدر با مصرف دارو تداخل داشته باشد، به دلیل اینکه الکل و مواد مخدر باعث تشدید بیماری می شوند می تواند اثر داروها را غیر فعال کند و این اتفاق ممکن است فرد را در معرض خطر پزشکی قرار دهد.

از انجایی که برخی از افراد که تجربه ی استفاده از مواد مخدر را دارند در استفاده از این مواد در روند درمان بدگمان می باشند، حتی نسبت به داروهایی که برای انها تجویز می شود نیز گمان خوبی ندارند. آنها با مصرف مواد مخدر و اعتیاد به آن تجربه ی بدی را پشت سر گذاشته اند و زمان دشواری با استفاده ی دارو تجربه کرده اند. در واقع، من با بیمارانی روبه رو شده ام که قبلا الکل و یا مواد مخدر را ترک کرده اند و حاضر به تحمل علائم افسردگی می باشند و نمی خواهند در درمان انها از دارو استفاده شود. غالبا در جامعه به آنها آگاهی داده می شود که از مصرف دارو خودداری کنند. معمولا، و این مسئله زیر نظر مشاور سلامت صورت نمی گیرد. کسانی که تجربه ی افسردگی و اعتیاد را داشته اند باید با یک روانپزشک و یا رواندرمانگر مشورت کنند و هیچ دوستی صلاحیت مشاوره دادن به آنها در این زمینه را ندارد.

یک سوالای که اکثرا من از بیماری که برای اعتیاد تحت درمان است می پرسم این است که «آیا مصرف نوشیدنی و یا مواد مخدر باعث افسردگی وی شده است؟» پاسخ اولیه ای که فرد می دهد این است که شاید. یک رواندرمانگر باتجربه قبل از هر اقدام درمانی شروع به ریشه یابی و دلایلی که از قبل برای بیمار وجود داشته است می پردازد و پس از آِن اقدام به درمان اعتیاد می کند. رواندرمانگران در پی یک ارزیابی کلی از سابقه ی خانوادگی، دوستان، کارفرمایان، و پرونده ی سابقه ی وی نزد پلیس و دادگاه می پردازد و در پی دلایل اولیه مشکل بیمار هستند.

چرا دلایل اولیه افسردگی و اتفاقی که برای فرد رخ داده است مهم است؟ زیرا کسی که قبل از اعتیاد مبتلا به افسردگی بوده است نیازهای بیشتری برای درمان دارد، از جمله دلایل می تواند مداخله مصرف مواد و دارو باشد، و در مقایسه با دیگران مدت زمان طولانی تری برای درمان افسردگی باید صرف شود. کسی که به دلیل سوء مصرف مواد افسرده شده است معمولا روش درمانی برای او تجویز نمی شود که برای کسی که به دلیل افسردگی به مصرف مواد رو آورده است و نبازهای درمانی این دو گروه متفاوت است.

برخی مواقع زمانی که یک فرد برای درمان اعتیاد اقدام می کند و دلیل افسردگی اش اعتیاد به مواد بوده است، انها نمی توانند گزارش دقیقی از اتفاقی که برای آنها رخ داده است ارائه دهند. انها ممکن است به شدت بی حال و غمگین باشند و قادر به تمرکز نباشند. و یا اینکه ارزیابی روانی دقیقی از آنها صورت نگرفته باشد. عدم گزارش دهی و ارزیابی کافی ممکن است به درک این مسئله که آیا اعتیاد باعث افسردگی فرد شده و یا افسردگی باعث اعتیاد او شده است را با مشکل مواجه سازد و تشخیص درستی ارائه نشود.

اگر افسردگی بیمار به دلیل استفاده از مواد شیمیایی باشد درمان او با کسی که به دلیل افسردگی به استفاده از مواد مخدر رو آورده است مسیری متفاوت خواهد داشت، و معمولا بعد از چند هفته بیمار این سوال را می پرسد که من اینجا چکار می کنم؟ من این مکشلاتی را که شما می گویید را ندارم! در این موارد ما با نوع انکار روبه رو می شویم ولی این مشاهده نمی تواند یک مشاهده ی معتبر باشد زیرا ما نمی دانیم که فرد به دلیل افسردگی به مواد رو آورده است و یا اینکه به دلیل اعتیاد افسرده شده است و نمی دانیم که دلیل اولیه ی مشکل چه بوده است.

با کودک یا نوجوان خود درباره اضطراب صحبت کنید؟

۰ بازديد

با کودک یا نوجوان خود درباره اضطراب صحبت کنید؟

با کودک یا نوجوان خود درباره اضطراب صحبت کنید؟

 

چرا صحبت درباره اضطراب مهم است؟

کودکان و نوجوانان اغلب دلیل اضطراب خود را تشخیص نمیدهند. درعوض فکر میکنند که مشکلی دارند. کودکان ممکن است روی نشانه های فیزیکی اضطراب متمرکز شوند.(مانند دردمعده). نوجوانان ممکن است فکر کنند که عجیب و غریب، خارج از کنترل و حتی احمق شده اند! این افکار ممکن است انها را مضطرب تر و خجالتی کند.

بنابراین اولین مرحله، اموزش به کودکان درباره اضطراب و چگونگی تشخیص ان است.  خود اگاهی مهم است.

نظر اشتباه : صحبت درباره اضطراب ممکن است کودکان را مضطرب تر کند.

حقیقت: تامین اطلاعات درست درباره اضطراب، میتواند گیجی و یا شرمندگی انها را کم کند. توضیح دهید که اضطراب یک تجربه معمول و طبیعی است، و میتواند به طور موفقیت امیزی هدایت شود!وقتیکه کودک شما این را بفهمد ، انگیزه بهتری برای اینکه زندگی را راحتتر سازد دارد.

چطور این کار را انجام دهیم:

سه مرحله برای معرفی بحث اضطراب به کودکان وجود دارد:

مرحله ۱: کودکان را به پذیرفتن ترس و نگرانی تشویق کنید.

مرحله ۲: درباره اضطراب به انها اموزش دهید.

مرحله ۳: به انها درباره تشخیص اضطراب کمک کنید.

مرحله ۱: کودکان را به پذیرفتن ترس و نگرانی تشویق کنید:

بوسیله توصیف یک موقعیت اخیر که شما نشانه های اضطراب را در کودکتان مشاهده کردید شروع کنید.

“دیروز وقتیکه سارا اینجا امد، تو خیلی ساکت به نظر میرسیدی و کنار مامان نشستی. به نظر میرسید که تو از امدن یک مهمان درخانه عصبی بودی.

به کودکتان درباره چیزهایی که وقتیکه همسن انها بودید از انها میترسیدید بگویید (مخصوصن اگر شما ترسهایی مشترکی داشتید)، و از انها بپرسید که ایا نگرانیها و ترسهای مشابه ای دارند.

از او بپرسید که چه چیزهایی بیشتر او را نگران میکند. ممکن است مجبور باشید تا او را با مثال زدن اماده کنید مانند” من بچه هایی میشناسم که از ______ میترسند، ایا تو هم از ان میترسی؟”  مشخص کردن میتواند به کودکان دربررسی ترسها و احساسات کمک کند.

وقتیکه کودک شما اضطراب یا نگرانی را بیان میکند، به او بگویید که او را باور دارید به او اطمینان دهید، و اینکه این احساسات طبیعی هستند. به یاد بیاورید که کودک شما نشانه هارا از شما دریافت میکند. پذیرش افکار نگران و اضطراب را به او نشان دهید. اگر شما ارام بمانید، این به کودک شما برای ارام شدن کمک میکند.

نکته:  ایا شنیدن ” نگران نباش و ارام باش!” به شما هنگام اضطراب کمک میکند؟ احتمالن این کودک شما را نیز زیاد ارام نمیکند. این مهم است بپذیرید که ترسهای کودکتان واقعی است. احساس همدردی شما، شانس اینکه او راهنمایی شما را بپذیرد و درباره ترسهایش با شما دراینده صحبت کند را افزایش میدهد.

مرحله۲ : به کودکتان درباره اضطراب اموزش دهید.

چهار نکته مهم برای برقرای ارتباط با کودکتان:

  • اضطراب طبیعی است. هر کسی به دفعات اضطراب را تجربه میکند. برای مثال احساس اضطراب روی چرخ و فلک یا قبل از امتحان طبیعی است. برخی نوجوانان ممکن است بعضی از حقایق درباره اینکه چقدر مسئله اضطراب طبیعی است را بفهمند.برای مثال” ایا میدونستی که از هر هفت کودک زیر ۱۸ سال یک نفر مشکل اضطراب دارد؟”
  • اضطراب خطرناک نیست. اگرچه اضطراب ممکن است احساس ناراحتی ایجاد کند، ولی خیلی طول نمیکشد، موقتی است و درنهایت کاهش می یابد! همچنین بیشتر مردم نمیتوانند بگویند که چه موقع شما ناراحت هستید( به جز افراد نزدیک به شما مانند والدین).
  • اضطراب قابل تطبیق است. اضطراب به ما کمک میکند تا برای یک خطر واقعی اماده شویم( مانند مواجه شدن با یک خرس درجنگل) یا برای اینکه تمام تلاش خود را دریک اجرا انجام دهیم. (برای مثال اضطراب به ما کمک میکند تا برای یک بازی بزرگ یا یک سخنرانی اماده شویم). وقتیکه ما اضطراب را تجربه میکنیم ، اضطراب باعث تحریک واکنش جنگ و گریز در ما و اماداگی بدن ما برای دفاع از خودمان میشود. برای نمونه ، قلب ما سریعتر میتپد و خون را به ماهیچه ها پمپاژ میکند بنابراین ما انرزی برای دویدن یا مبازره با خطر را داریم. وقتیکه ما بر جای خود خشکمان میزند، ممکن است ما مورد توجه قرار نگیریم که این اجازه گذر خطر را میدهد. این واکنش “برانگیختگی اضطراب ” نامیده میشود. بدون اضطراب ما به عنوان یک موجود زنده نمی مانیم!
  • چطور میتوانید واکنش جنگ گریزو ثابت شدن را برای کودک توضیح دهید: ” تصور کن که در یک جنگل درحال پیاده روی هستی که با یک خرس مواجه میشوی. اولین چیزی که انجام میدهید چیست؟ ممکن است از خرس فرار کنی یا اینکه درجا خشکت بزرند. واکنش دیگر این است که فریاد بزنی و دستهایت را تکان دهید تا به نظر بزرگ و ترسناک بیایی. سه روش که انسانها درمقابل خطر دارند: مبارزه، فرار و درجا خشک زدن است. وقتیکه ما مضطرب هستیم با یکی از این سه روش واکنش نشان میدهیم. یا ما ممکن است خشکمان بزند، مثل وقتیکه ذهنمان خالی میشود و نمی توانیم به طور واضح فکر کنیم. یا ممکن است ما مبارزه کنیم ، عصبانی شویم وبه مردم حمله کنیم. ایا شما میتوانید درباره برخی روشهایی که شما ممکن است به دلیل اضطراب مبازره کنید ، فرار کنید یا خشکتان بزند فکر کنید؟”.

چطور میتوان “انگیختگی اضطراب” را به نوجوانان توضیح داد” گاهی اوقات وقتیکه ما حس میکنیم که چیزی خطرناک یا تهدید کننده است ، بطور اتوماتیک وارد وضعیت ” انگیختگی اضطراب” میشویم.  این میتواند وقتی اتفاق بیفتد که یک خطر واقعی وجود دارد  ، همچنین هنگامیکه چیزی خطرناک احساس میشود ولی واقعن خطرناک نیست مانند یک ارائه شفاهی در کلاس یا …..(مثالهایی درارتباط با کودک خود بزنید).انگیختگی اضطراب شما را وحشت زده ، عصبی و ناراحت میکند. همچنین ممکن است باعث شود شما به سختی فکر کنید. این احساس میتواند به اندازه ای خسته کننده باشد که باعث شود افراد  انجام کارهایی را که باعث اضطراب انها میشود را متوقف کنند یا به جاهایی که انها را نگران میکنند نروند. ایا شما فکر میکنید این برای شما اتفاق می افتد؟

  • اضطراب میتواند یک مشکل باشد وقتیکه موقع نبودن یک خطر واقعی مانند وجود یک خطر واقعی واکنش نشان میدهد . یک مقایسه خوب این است که ان مثل هشدار دهنده دود دربدن است.

چطور میتوانید واکنش “هشدار دود” را توضیح دهید:

” وقتیکه یک اتش واقعی وجود دارد یک هشدار میتواند در محافظت به ما کمک کند ، اما گاهی اوقات یک هشدار دود بسیار حساس است و و قتیکه یک اتش واقعی وجود ندارد روشن میشود(برای مثال سوختن نان تست در تستر)،مشابه با یک هشداردهنده دود، اضطراب نیز وقتیکه درست کار کند مفید است. اما وقتیکه بدون وجود خطر واقعی روشن میشود ممکن است ما بخواهیم انرا تعمیر کنیم.”

توضیحات بیشتر در مورد چگونگی کار کردن اضطراب

به کودکان خود سه بخش اضطراب را توضیح دهید: افکار(چیزهایی که ما به خودمان میگوییم)، احساسات فیزیکی (چطور بدن ما واکنش نشان میدهد )و رفتار(واکنش ما ). یک روش خوب برای توصیف ارتباط داخلی بین این بخشها این است که یک مثلث با پیکان بکشیم(شکل زیر را ببینید).

برای مثال :

افکار

 

اگر مامان تنواند به خانه بیاید چه میشود؟

رفتار

 

برای مثال پیداکردن مامان ، در خانه ماندن

احساسات فیزیکی

 

مانند درد شکم ، سردرد و تپش قلب

مرحله ۳: کمک به کودکان برای تشخیص اضطراب

برای کودکان جوانتر، درباره اینکه چطور هردوی شما “کاراگاه”  خواهید شدو  چطور شما به کودک خود در یک بررسی، برای فهمیدن بیشتر درمورد اضطراب  کمک خواهید کرد،صحبت کنید. به عنوان یک کاراگاه مثالهایی در مورد اینکه چطور فرزند شما اضطراب را در هرکدام از این بخشها تجربه میکند پیدا کنید.: نشانه های فیزیکی،افکار مضطرب و رفتارهای اجتنابی.

یک کاراگاه بودن: تشخیص نشانه های فیزیکی

برای کمک به کودک برای تشخیص نشانه های فیزیکی، طرحی از یک بدن بکشید و از او بخواهید مشخص کند که کجا دربدن  احساس اضطراب میکند.با یک مثال اورا ترغیب کنید:” وقتیکه من مضطرب هستم ، دلشوره دارد و یک توده بزرگ در گلو دارم. تو چطور؟” از او بخواهید تا روی یک کاغذ بزرگ دراز بکشد (مانند یک کاغذ قصابی ) و بدنش را دنبال کند . همچنین شما میتوانید نوشته Chester the Cat را برای کودکان کوچکتر و Where’s Anxiety in my Body? را برای کودکان بزرگتر چاپ و پر کنید.

اگر سن کودک مناسب است، از او بخواهید که یک نام برای اضطراب بگذارد(بای مثال آقای ناراحت، هیولای ناراحت). به اضطراب کودک خود با این نام اشاره کنید. بویژه در شرایط تسلط اضطراب (برای مثال ” الان هیولای نگرانی درحال حرف زذن است و من مجبور نیست به او گوش بدهم!”).  کودکان بزرگتر یا نوجوانان ممکن است به مقایسه برسبک آهنگ، بهتر واکنش نشان دهندمثل اینکه صدای اضطرابشان کمی از بقیه کودکان “بلندتر” است.انها نیاز دارند تا این صدا را کم کنند.

این استراتژیها به کودک شما کمک میکند تا موقع مواجه شدن با اضطراب، نقش یک ناظر را داشته باشند، که به انها یک حس بهتر کنترل را میدهد.

کاراگاه بودن:تشخیص افکار مضطرب

کودکان شما گاهی اوقات ممکن است مشکلاتی در شناخت افکارشان ، مخصوصن افکار مضطربشان داشته باشند. برای اطلاعات بیشتر افکار سالم برای کودکان جوان را ملاحظه کنید.

کودکان بزرگتر و نوجوانان به احتمال بالا، قادر به تشخیص برخی از افکار مضطربشان هستند وحتی افکار غیر واقعی خود را به چالش میکشند. برای اطلاعات بیشتر تفکر واقع گرایانه برای نوجوانان را ملاحظه کنید.

علیرغم سن کودک شما، به کودکتان کمک کنید تابفهمد که اضطراب و نه خطر واقعی باعث میشود او فرصتهای مهم و اتفاقات جالب را از دست بدهد.

کاراگاه بودن: تشخیص اجتناب

از کودک خود بخواهید تا هرتعداد جوابی که میتواند به سوالات زیر بدهد:

اگر فردا صبح از خواب بیدار شدی و دیدی تمام اضطرابت به طور معجزه اسایی از بین رفته است، چه کار میکنی؟

خانواده ات چطور متوجه میشوند که تو مضطرب نیستی؟(معلمت چطور؟دوستانت چطور؟)

جمله زیر را کامل کنید:

اضطراب مرا از ………..باز میدارد.

وقتیکه کودکتان این مراحل را انجام دادو قادر به درک و تشخیص اضطراب شد، او برای حرکت به سمت مرحله بعد اماده خواهدشد- یادگیری چگونگی مدیریت اضطراب!

شرم و کناره گیری اجتماعی

۰ بازديد

شرم و کناره گیری اجتماعی

شرم و کناره گیری اجتماعی

شاید هیچ هیجانی سخت‌تر و دردناک‌تر از شرم نباشد. شرم به مثابه حمله علیه خود است و افراد شرمگین باور می‌کنند که از نظر اجتماع، کاملاً ناپذیرفتنی و مردود هستند. در نتیجه، شرم باعث احساس بی‌آبرویی و بدنامی در فرد می‌گردد. فردی که احساس شرم می‌کند می‌خواهد از همه کس خود را مخفی و پنهان نگاه دارد. امّا گناه بر خلاف شرم باعث نمی‌شود که فرد خود را محکوم کند.

بلکه باعث خودانتقادی به خاطر یک رفتار یا عمل اشتباه در فرد می‌گردد. البته از نظر روان‌شناسی، همپوشانی‌هایی بین شرم و گناه وجود دارد. به عنوان مثال، فرد شرمگین ممکن است احساس گناه نیز داشته باشد.

 

شرم و گناه 

شرم عمومی‌تر از گناه است. فردی که احساس شرم می‌کند انتظار محکوم شدن از جانب همه کس را دارد. امّا فردی که احساس گناه می‌کند ممکن است تنها کسی باشد که از خطای پیش آمده آگاهی داشته باشد. فرد گناهکار نیز ممکن است احساس از دست دادن اعتماد به نفس پیدا کند ولی نه به اندازه‌ای که این احساس در فرد شرمگین پیش می‌آید.

به عنوان مثال، دانش‌آموزی که در یک امتحان به طور موفقیت‌آمیزی تقلّب می‌کند ممکن است به خاطر نمره بالایی که معلّم به او داده احساس گناه کند و آن را حق خود نداند. امّا هیچکس دیگر از انجام این تقلّب آگاهی ندارد. از طرف دیگر، دانشجوئی که به هنگام تقلّب کردن دستگیر می‌شود در جلوی همکلاسی‌هایش احساس شدید شرم و خجالت می‌کند و این احساس به خاطر این است که دیگران نیز از کار خلاف او آگاهی یافته‌اند.

 

کناره‌گیری اجتماعی

 

تعداد زیادی از مردم از نوعی اختلال شخصیتی به نام «کناره‌گیری اجتماعی» رنج می‌برند. این اختلال گاهی با اختلال اضطراب اجتماعی یا هراس از اجتماع اشتباه گرفته می‌شود.

تفاوت بین کناره‌گیری اجتماعی با اختلال اضطراب یا هراس از اجتماع به طبیعت اختلالات شخصیتی باز می‌گردد. یک اختلال شخصیتی، الگوی رفتاری ماندگاری است که باعث مشکلات کاری و روابط شخصی می‌شود. این واقعیت که اختلال شخصیتی، یک الگوی رفتاری ماندگار است، درمان آن را بسیار پیچیده و مشکل می‌سازد.
نشانه‌های اختلال کناره‌گیری اجتماعی شامل الگوهای رفتاری ماندگاری نظیر موارد زیر است:

هراس از اجتماع همراه با اضطراب شدید از میان جمع بودن
خجالتی بودن بیش از حدّ
احساس بی‌لیاقتی به هنگام پذیرفته‌ نشدن یا مورد انتقاد قرار گرفتن
انتخاب تنهایی و انزوا به جای پذیرش ریسک ارتباط با سایر مردم
حساسیت زیاد نسبت به انتقاد و احساس شرمندگی به هنگام مورد انتقاد قرار گرفتن
انتخاب انزوای اجتماعی به عنوان راهی برای دوری از مورد انتقاد واقع شدن
اجتناب از چشم در چشم شدن با دیگران در محل کار یا جاهای دیگر
امساک در حرف‌زدن در محل کار یا جاهای دیگر

 

شرم و ارتباط آن با کناره‌گیری اجتماعی

با وجودی که شرم یک هیجان عمومی در انسان‌هاست و در تمام تمدن‌ها و فرهنگ‌ها یافت می‌شود امّا ریشه‌های مختلفی برای آن وجود دارد. در تمدّن غرب، تأکید بسیاری بر شخصیت‌های کم‌عاطفه، مستقل و با جذبه می‌شود.

فیلم‌های هالیوود با هنرپیشگانی نظیر کلینت ایستوود، جان وین و گری کوپر، قهرمانانی را به تصویر می‌کشد که قوی، شجاع و کم حرفند. این نقش‌ها، اتکاء به نفس را تا حد نهایت به تصویر می‌کشند.
ارزش زیادی که به فردگرایی و خودکفایی در جوامع غربی داده می‌شود، نقش مهمی در پیچیده کردن امور برای آن‌هایی که با اختلال کناره‌گیری اجتماعی دست و پنجه نرم می‌کنند، ایفاء می‌نماید. پیچیدگی از این نظر که ارزشی که به فردگرایی داده می‌شود، بهانه یا استدلالی برای اجتناب از تعاملات اجتماعی می گردد. امّا در اغلب حرفه‌ها، رفتار اجتماعی قابل قبول، برای موفقیت ضرورت دارد.

این افراد خیلی زود درخواهند یافت که باید بر روی همکاری با دیگران در محیط کار و جاهای دیگر تکیه کنند. از سوی دیگر، نیاز به همکاری با دیگران در محیط کار، به عنوان یک تهدید برای آنان جلوه‌گر خواهد شد زیرا آن‌ها را مجبور خواهد کرد که با ترس‌های اجتماعی و الگوهای دیرپای خود مقابله کنند. در واقع، فردی که کناره‌گیری اجتماعی جزئی از شخصیت او باشد ممکن است تکیه بر دیگران را به عنوان تحقیر و سرافکندگی برای خود به حساب آورد.

بنابراین، تمایل به اجتناب از تماس‌های اجتماعی به خاطر اضطراب آفرینی از یک سو، و لزوم پذیرش نیاز به دیگران برای موفقیت در کاراز سوی دیگر، تعادل روانی فرد را دچار مخاطره جدی می‌سازد.
در همین حال، طبیعت افرادی که از اجتماع کناره‌گیری می‌کنند به گونه‌ای است که هر نوع انتقاد، حتی ملایمترین آن، برای آنان بسیار دردناک است. در واقع، مورد انتقاد قرار گرفتن باعث می‌شود که این گونه افراد احساس سرافکندگی و در نتیجه، شرم کنند.

نیاز به تعلّق

همه ما به عنوان اعضای جامعه انسانی، نیاز به تعلّق داریم.هر چند اغلب ما گاهی نیاز به تنها بودن داریم امّا تنها ماندن زیاد نیز به افسردگی می‌انجامد. حتی کسانی که اختلال کناره‌گیری اجتماعی دارند نیز در صورتی که زیاد تنها بمانند، افسرده می‌شوند.
اغلب قریب به اتفاق بیمارانی که دچار اختلال کناره‌گیری اجتماعی هستند متأهل می‌باشند. به علاوه، اغلب آن‌ها به دلیل افسردگی شدید مجبور به استعفاء شده یا کار خود را از دست داده‌اند. همچنین اکثر آن‌ها آدم‌های تحصیل کرده و باهوشی می‌باشند.

مشکل آن‌ها اکثراً موقعی شروع می‌شود که کاری را آغاز می‌کنند و نیاز به اجتماعی بودن و تعامل با دیگران برای موفقیت کار برای آنان مطرح می‌شود.
افراد متأهلی که دچار اختلال کناره‌گیری اجتماعی هستند با همسرشان هم دچار مشکل می‌شوند زیرا عدم تمایل آن‌ها به بیرون رفتن و جوشیدن با مردمان حتی شامل سینما رفتن، رستوران رفتن و ملاقات با افراد خانواده و دوستان نیز می‌شود.

۵) درمان

روش‌های درمانی مختلفی برای اختلال کناره‌گیری اجتماعی وجود دارد. استفاده از دارو می‌تواند برای کاهش اضطراب و افسردگی مفید باشد که داروهای ضد افسردگی و ضد اضطراب از جمله آن هستند. هنگامی که این عوارض کاهش یافتند، روان‌درمانی می‌تواند راحت‌تر صورت گیرد.
درمان‌های رفتار شناختی، مفیدترین روش برای درمان هراس‌های اجتماعی و اختلالات کناره‌گیری هستند زیرا تأکید آن‌ها بر تغییر الگوهای تفکر در کنار اصلاح رفتار است. این روش به بیمار کمک می کند که حساسیت خود را نسبت به عوامل محرّک (شرایط اجتماعی) که باعث بروز مشکل برای او می‌شوند کاهش دهد. اصلاح رفتار شامل یادگیری مهارت‌های اجتماعی لازم برای تعامل با جامعه است. از جمله مهارت‌های لازم که باید برای این منظور توسعه داده شود می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: چشم در چشم شدن با مردم، یادگیری استقبال کردن از دیگران با لبخند و رد و بدل کردن تعارفات کلامی متداول، یادگیری جرأت ورزی به شیوه مناسب، یادگیری چگونگی پاسخدهی یا نشان دادن عکس‌العمل در شرایط و وضعیت‌های مختلف اجتماعی، و یادگیری و تجدید نظر در انجام مکالمات عادی روزمره با مردم.

شرکت در دوره‌های «آموزش جرأت‌ورزی» نیز می‌تواند برای اینگونه افراد همانند گروه درمانی و یادگیری مهارت‌های اجتماعی مفید باشد.

حقایقی شگفت انگیز در مورد خواب

۰ بازديد

حقایقی شگفت انگیز در مورد خواب

حقایقی شگفت انگیز در مورد خواب

تابحال خواب خود را فراموش کرده اید؟ آیا دچار بختک شده اید؟ خوابهای رنگی چطور آیا تا بحال دیده اید؟ در این پست ۱۰ موضوع جالب در مورد خواب دیدن را عنوان نموده ام.

خواب دیدن افراد نابینا

کسانی که بعد از تولد نابینا می‌شوند می‌توانند تصاویر را در خواب ببینند. افرادی که نابینا به دنیا می‌آیند نمی‌توانند در خواب تصاویر را ببینند، اما نابینایان خوابهایی به شفافی افراد بینا دارند، که البته شامل حواس پنج گانه دیگر مثل شنوایی، چشایی، بویایی، لامسه و حتی عواطف حسی است. تصور کردن این امر برای انسانهای بینا مشکل است اما احتیاج بدن به خوابیدن به قدری زیاد است که  می تواند به طور مجازی تمامی موقعیت های فیزیکی را تا مرحله به وقوع پیوستن آن به کار گیرد.

۹۰% خوابها فراموش می‌شوند

نیمی از رویاها در همان ۵ دقیقه اول پس از برخاستن از خواب و ۹۰% آنها پس از ۱۰ دقیقه فراموش می‌شوند. یک روز صبح، شاعری معروف به نام ساموئل تیلور کلریج با یک رویای خیلی عجیب و غریب ( بر اثر استعمال مواد مخدر) بیدار شد. کاغذ و قلم را برداشت تا هرچه در خواب دیده بود را یادداشت کند. این اثر “کوبلا خان” تبدیل به یکی از اشعار معروف انگلیسی شد. شعر او در بیت پنجاه و چهارم به وسیله ی فردی از شهر پارلاک قطع شد. کلریج قصد داشت شعرش را ادامه دهد ولی نتوانست بقیه خوابش را به یاد بیاورد، این اثر هیچ وقت کامل نشد.
یک مورد عجیب و غریب دیگر داستانی برخاسته از خواب به نام “دکتر جکیل و آقای هایدویلست” اثر رودبرت لوییس استیونسون بود. داستان ماری شلی فرانکشتاین نیز زاییده ی خیالی یک رویاست.

همه ی مردم خواب می‌بینند

تمامی افراد (به جز مواردی از بیماری های شدید روانی) خواب می بینند. اما زنها و مردها رویاها و عکس العمل های  متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند. مردها تمایل دارند درباره ی سایر هم جنسان خود خواب ببینند در حالی که زنان در خوابهایشان به طور مساوی دیگر زنان و مردان را می‌بینند.

خواب دیدن از بروز جنون جلوگیری می‌کند

در آزمایش جدیدی که درباره ی خواب بر روی تعدادی دانشجو انجام گرفت، مشاهده شد دانشجویانی را که در لحظه شروع خواب دیدن بیدار کردند (بعد از بیدار کردن به آنها اجازه داده شد که ۸ ساعت دیگر بخوابند) همگی دارای عدم تمرکز حواس، زودرنجی و کج خلقی، توهم و حتی بعد از ۳ روزنشانگر علائمی از جنون بودند. در نهایت وقتی به آنها اجازه داده شد که چرتی بزنند، ذهن آنها زمان از دست رفته را ترمیم کرد و سطح کارایی خواب آنها را افزایش داد.حقایق خواب

 فقط شناخته شده‌ها  به خواب ما می‌آیند

رویا ها مکرراً از نقش بازی کردن افراد غریبه پر می‌شود. ذهن ما چهره ی افراد غریبه را در عالم رویا نمی‌سازد بلکه آن چهره های افراد حقیقی هستند که ما در طول زندگی دیده ایم ولی آنها را به خاطر نمی‌آوریم یا نمی شناسیم . برای مثال شیطان خون آشامی که در آخرین خوابتان دیده اید ممکن است شخصی بوده باشد که وقتی بچه بودید شما را کتک زده و یا با پدر شما بحث و مشاجره کرده است!همه ی ما در طول زندگی چهرۀ صدها هزار نفر را دیده ایم، بنابرین ذهن ما منبع بی پایان شخصیت هایی است که هنگام خواب دیده می شوند.

همه افراد خوابهای رنگی نمی‌بینند

۱۲٪ افراد بینا فقط خوابهای سیاه وسفید و بقیه افراد تمامی رنگها را در خوابهایشان می‌بینند. مردم موضوعات مشترکی را در رویاهایشان می‌بینند. مثل موقعیتهای مربوط به مدرسه، تعقیب شدن، درجا دویدن، سقوط کردن، دیر رسیدن، دیدن مرگ کسی که زنده است، پرواز کردن، مردود شدن در امتحان و یا تصادف با اتومبیل. علت اینکه چرا به افرادی که خوابهای مربوط به درگیری و ناآرامی و مرگ را رنگی می‌بینند، فشارها و ضربه های روانی بیشتری وارد می‌شود، هنوز ناشناخته است.

خوابها آنچه که می‌بینیم نیستند

اگر شما درباره ی چیز خاصی خواب می‌بینید، الزاماً همیشه آن چیزی نیست که در تصویر می‌بینید. خوابها با زبانی بسیار سمبلیک با آدمی سخن می‌گویند. ذهن نیمه هوشیار شما می‌کوشد تا رویاهایتان را با اشیاء مشابه آن مقایسه و تلفیق کند.
مثل سرودن یک شعر و استفاده از آرایه ی تشبیه :
– مورچه ها مثل ماشینی که هیچ وقفه ای ندارد کار می‌کردند.
ولی شما هیچ وقت چیزی را با خودش مقایسه نمی‌کنید. به طور مثال هرگز نمی‌گوییم: آن غروب زیبا مثل غروبی زیبا بود. بنابرین ذهن شما ممکن است از هرسمبلی برای هر شیء استفاده کند ولی کمتر اتفاق افتاده که خود شیء سمبل خودش باشد.

ترک کنندگان دخانیات رویاهای واضحتری می‌بینند

کسانی که برای مدت طولانی سیگار می‌‌کشیدند و اکنون آن را ترک کرده اند، رویاهای شفاف تر و پاک تری نسبت به گذشته می‌بینند. طبق تحقیقات مجله روانشناسی ناهنجاری: در میان ۲۹۳ ترک کننده که ۱ تا ۴ هفته از دوره ترک  آنها گذشته، ۳۳% آنها حداقل ۱ بار خوابهایی مربوط به استعمال دخانیات را دیده اند.

در بیشتر این خوابها، این افراد خودشان را در حال مصرف می‌دیدند و احساسات بسیار شدید منفی مثل، وحشت و اضطراب و گناه به آنها دست می داد.همچنین ۹۷% ترک کنندگان تنباکو در مدت استعمال این خوابها را نمی‌دیده اند و عمدتاً فقط در دوران ترک مواد این خوابها دیده می‌‌شده است.این خوابها شفاف تر از خوابهای معمول بوده و مهمترین علامت مشترک ترک تنباکو گزارش شده است.

محرکات بیرونی به رویاها حمله می‌کنند

خیلی از ما فرایندی به نام تداخل خواب را تجربه کرده ایم. مثلاً هنگامی که صدایی را بیرون از عالم خواب شنیده ایم، به نحوی با خواب ما تداخل پیدا کرده است. مثالی مشابه این است که وقتی شما به صورت فیزیکی و در واقعیت تشنه هستید  ذهن شما این احساس را با خوابتان تلفیق می‌کند. سپس به صورت مداوم پارچ های بزرگ آب را می‌نوشید و خود را سیراب می‌کنید، دقایقی بعد دوباره تشنه می‌شوید و آب می‌نوشید، تشنه می‌شوید … آب می‌نوشید … و این چرخه تا وقتی بیدار می‌شوید تکرار می‌شود تا اینکه در عالم واقعیت آب بنوشید.

 طی خواب بدن فلج می‌شود

می‌خواهید باور کنید یا نه، بدن شما در حقیقت هنگام خواب فلج می شود. به نظر می‌رسد این اتفاق از حرکت ناخواسته ی بدن و به نمایش گذاشتن رویاها جلوگیری می‌کند. بر اساس مقاله ی خواب در ویکی پدیا : غدد شروع به ترشح کردن هورمونی می‌کنند که به القای خواب کمک می‌کند،  نورونها سیگنالهایی را به نخاع می‌فرستند که  که باعث آرامش بدن می‌شود و کمی بعد بدن بی حس و فلج می شود.

بیشتر بدانید 

– وقتی خروپف می‌کنید، نمی‌توانید خواب ببینید.
– کودکان نوپا تا وقتی به سن ۳ سالگی برسند درباره ی خودشان خواب نمی‌بینند . آنها عموماً در همان سن تا ۷ یا ۸۸ سالگی شان کابوسهای بیشتری نسبت به بزرگسالان می‌بینند.
– اگر شما را به طور ناگهانی از خوابی کوتاه بیدار کنند، رویاهای واضح تری را نسبت به وقتی که تمام شب را خوابیده اید به یاد می‌آورید.

درمان موثر در افسردگی

۰ بازديد

درمان موثر در افسردگی

درمان موثر در افسردگی

افسردگی یک اختلال ذهنی است که در آن بیمار تمایلی عمدی به فقدان علاقه به خود و زندگی دارد. احساس ناراحتی نیز همراه این حس ناخوشایند می‌شود. گاهی اوقات افسردگی،ناراحتی‌های جسمی را هم با خود همراه دارد.
افسردگی سالانه بر هزاران نفر حادث می‌شود. این مشکل آنقدر شایع است که بعضی دکترها آن را «سرماخوردگی معمولی» اختلالات احساسی می‌خوانند. عده‌ی زیادی از مبتلایان به افسردگی از داروهای ضدافسردگی استفاده می‌کنند. اگرچه ثابت شده که داروهای ضدافسردگی برای بیمارانی که از افسردگی متوسط تا شدید رنج می‌برند مفید است، اما کسانی که افسردگی ملایم دارند باید سعی کنند با استفاده از درمان‌های خانگی مشکل‌شان را برطرف کنند. دکتر مایکل مورای، نویسنده کتاب «دایره المعارف درمان خانگی» درمان‌های خانگی زیادی برای افسردگی دارد که در این‌جا به چند نمونه از آن اشاره می‌کنیم.

افسردگی می تواند  باعث خسارت سنگین و جبران ناپذیری  به خانواده و یا  به جامعه  و محیط کار وارد نماید . بستگی به اینکه چه حالتی از افسردگی بر فرد حاکم باشد  با نوع  آسیبی که به خانواده و یا به جامعه و یا محیط کار وارد می کند ، متفاوت است . مثلا” بدبینی و شکاکیت بیش از حد  نسبت به مسائل ناموسی  یکی از عوامل افسردگی است که می تواند باعث از هم پاشیده شدن خانواده شود ، اما در تعامل اجتماعی و یا محیط کار چندان اختلالی ایجاد نکند . بطور کلی بستگی به این که چه حالت هایی از افسردگی در کنار هم  در یک فرد وجود داشته باشد پیامد های متفاوتی را می توان از آن فرد انتظار داشت . همچنین افراد افسرده  به محیط اطراف خود بدبین بوده و حس منفی و ناخوشایندی را از خود بروز می دهند . گاهی اوقات افراد افسرده از حالت خمودی و بی حالی بیرون آمده  و عصبی و پرخاشگر می شوند . معمولا”  در حالت افسردگی خشم به سمت درون بوده و در نتیجه ممکن است چنین  افرادی اقدام به خودکشی نمایند . و پرخاشگری حالت بیرونی افسردگی است ، که در این حالت فرد افسرده خشم درونی خود را به صورت عصبانیت و پرخاشگری به سمت اطرافیان نشان می دهد

ورزش
ورزش عموما وضع روحی را ارتقا می‌بخشد و هر نوع افسردگی را کنترل می‌کند. همچنین ورزش هورمون‌های تنظیم‌کننده‌ی  حال روحی یعنی سروتونین و نورپینفرین را اصلاح می‌کند.
این هورمون‌ها خلق فرد را بهبود می‌بخشد. هر نوع ورزشی از جمله پیاده‌روی سریع، دویدن، دوچرخه‌سواری، وزنه‌برداری یا پریدن از روی طناب برای درمان افسردگی مفید است.

خواب منظم
مشاهده شده که بی‌خوابی برای چند شب پیاپی به کاهش تولید سروتونین می‌انجامد که افسردگی را تشدید می‌کند. هر فرد باید سعی کند حداقل هشت ساعت در روز بخوابد. و از یک الگوی خواب پیروی کند، هر روز سر یک ساعت مشخص بخوابد و سر یک ساعت مشخص بیدار شود. هر روز خوابیدن سر عادت و سرساعت بیدارشدن به بدن کمک می‌کند تا در درون توازن داشته باشد پس با خیال تخت بخوابید.

فعالیت‌های گروهی
پیوستن به گروه‌های ذی‌نفع وهمین‌طور فعالیت‌های گروهی به شما در زمینه رهایی از افسردگی به شما کمک می‌کند. وقتی فرد درگیر فعالیت‌های گروهی می‌شود وقت کافی برای فکرکردن به چیزهای منفی که احتمالا منشا افسردگی اوست، ‌نخواهد داشت.
همه می‌توانند به فعالیت‌های گروهی متنوع مثل باغبانی، نقاشی، کتاب‌خوانی وآشپزی در میان دیگران بپردازند.وقتی فرد با دیگران کار می‌کند، افسردگی در حاشیه قرار می‌گیرد.

نوشتن در دفتر یادداشت روزانه
این راه خوبی است تا اتفاقات مثبت زندگی‌تان را پی بگیرید و به خودتان یادآوری کنید که چیزهای منفی نمی‌تواند، بر اتفاقات مثبت زندگی‌تان سایه بیفکند. به افرادی که افسردگی دارند پیشنهاد می‌شود، ‌روزانه بنویسید.
در آن دفترچه خاطرات، بیمار باید درباره‌ی اتفاقات منفی و مثبتی که در زندگی‌اش اتفاق می‌افتد بنویسد. اتفاقات منفی به بیمار یادآوری می‌کند که اتفاقات مثبت هم وجود دارد.

با توجه به علت افسردگی ، درمان افسردگی نیز متفاوت است . مثلا”  افسردگی با علت ژنتیکی به دارو درمانی بهتر جواب می دهد ، اگرچه روان درمانی نیز برای این گروه از افراد بسیار مهم می باشد . اما افسردگی هایی با علل محیطی و شخصی را می توان  با تاکید بر روش های روان  درمانی با رویکرد شناختی و رفتار درمانی تحت درمان قرار داد . با این حال گاهی اوقات باید از دارو درمانی نیز برای این نوع از افسردگی ها  استفاده نمود . با این حال بنظر می رسد هیپنوتیزم درمانی  به همراه روان درمانی و گاهی اوقات به همراه دارو درمانی یکی از موثر ترین روش های درمان افسردگی باشد .

تست تشخیص افسردگی

۰ بازديد

تست تشخیص افسردگی

تست تشخیص افسردگی

 اگر شما برنامه ای برای مراجعه به پزشک برای تشخیص افسردگی دارید، در اینجا انواع تست هایی که پزشک برای تشخیص افسردگی از شما می گیرد معرفی شده اند. نخست، در نظر داشته باشید هر تستی، تست افسردگی نمی باشد. برخی از تست ها برای تشخیص افسردگی بالینی به کار برده نمی شوند بلکه برای رد سایر مشکلات پزشکی است که ممکن است با افسردگی علائم مشابهی را داشته باشند.

در بیشتر موارد، پزشک آزمایش فیزیکی انجام می دهد و یک سری آزمایشهای آزمایشگاهی برای اطمینان حاصل کردن از این که این علائم مربوط به بیماری تیروئید، کمبود ویتامین D، یا مشکل پزشکی دیگری نباشد، را انجام می دهد. اگر علائم که شما دارا می باشید مربوط به بیماری فیزیکی باشد با درمان این بیماری ها علائم افسردگی کاهش خواهد یافت.

تشخیص افسردگی و معاینات جسمی

باز هم هدف از انجام معاینات جسمی برای رد علل فیزیکی افسردگی می باشد. زمانی که معاینات فیزیکی صورت می گیرد، تمرکز پزشک بیشتر بر روی سیستم عصبی و غدد درون ریز خواهد بود. پزشک سعی خواهد کرد هرگونه مسئله ای را که به بهداشت و سلامت جسمی مربوط می شود را نسبت به علائم افسردگی بالینی شناسایی کند.

به عنوان مثال، کم کاری تیروئید- ناشی از غده ی تیروئید- شایع ترین مشکل پزشکی است که با علائم افسردگی در ارتباط می باشد. دیگر علائم مربوط به اختلالات غدد درون ریز که منجر به افسردگی می شود شامل پرکاری تیروئید- ناشی از تیروئید پرکار- و بیماری کوشینگ- یک اختلال مرتبط با غده ی آدرنال است.

بسیاری از بیماری های سیستم عصبی مرکزی نیز می تواند منجر به افسردگی شود. برای مثال، افسردگی امکان دارد با یکی از شرایط زیر همراه باشد:

  • غده های سیستم عصبی مرکزی
  • ضربه به سر
  • انسداد بافت ها
  • ضربه
  • سیفلیس
  • سرطان های متعدد (مانند سرطان لوزالمعده، پرستات و سرطان پستان)

مصرف داروهای کورتیکواستروئیدی مانند پردنیزون، که افراد مبتلا به بیماری هایی مانند آرتریت روماتوئید یا آسم از آن استفاده می کنند نیز با ایجاد افسردگی در ارتباط است. داروهای دیگری مانند مصرف خودسرانه استروئیدها و آمفتامین ها و داروهای کاهش دهنده ی اشتها نیز ممکن است منجر به افسردگی شوند.

تشخیص افسردگی و تست های آزمایشگاهی

پزشک می تواند با پرسیدن سوالات خاصی از شما و انجام تست های آزمایشگاهی افسردگی را تشخیص دهد. پزشک ممکن است به هر حال یک سری آزمایش ها را بر روی شما انجام دهد تا این علائم مربوط به مشکلات دیگری نباشد. پزشک ممکن است برای شما آزمایش خون بنویسد و یک سری علائم که مربوط به مشکلات جسمی می شود را در برگه ی آزمایش شما تیک بزند.

پزشک آزمایش خون را برای اطمینان حاصل کردن از اینکه مشکل شما مربوط به کم خونی یا مشکل تیروئید یا هورمون های دیگر، کمبود کلسیم و ویتامین D در بدن شما نباشد را انجام می دهد.

آزمایش های تشخیص افسردگی

امکان دارد پزشک آزمایشهای دیگری را بر روی شما انجام دهد که بخشی از معاینات فیزیکی اولیه می باشند. در میان آنها پزشک برای بررسی الکترولیت ها، عملکرد کبد، غربالگری سم شناسی، و عملکرد کلیه برای شما آزمایش خون تجویز کند. به دلیل اینکه کبد و کلیه مسئول دفع سمومی هستند که به وسیله ی مصرف داروهای ضد افسردگی وارد بدن می شوند اگر هریک از این ارگان های بدن دچار مشکل شوند سموم در بدن انباشته شده و برای شخص مشکلاتی را ایجاد خواهد کرد.

آزمایش های دیگر شامل:

  • سی تی اسکن یا ام آر آی برای اطمینان حاصل کردن از این مسئله که فرد مبتلا به بیماری های دیگری مانند تومور مغزی نباشد
  • نوار قلب (ECG) برای تشخیص بیماری های قلبی
  • الکتروانسفالوگرام (EEG) ثبت فعالیت های الکتریکی مغز

آزمایشهای غربالگری افسردگی

پس صحبت کردن در مورد خلق و خوی شما و راه ها و روش هایی که بر روی زندگی شما تاثیر گذاشته اند، پزشک ممکن است از شما سوالاتی را بپرسد که به طور خاص برای غربالگری افسردگی از آنها استفاده می شود. به یاد داشته باشید که این هر سوال و پرسشی که پزشک از شما می پرسد امکان دارد که برای تشخیص بیماری افسردگی باشد. این آزمایش ها، به هر حال، به پزشک شما بینش بهتری برای تشخیص خلق شما خواهد داد. و پزشک می تواند با استفاده از آنها با اطمینان بیشتری بیماری شما را تشخیص دهد.

یک نمونه از ازمایشهای غربالگری یک پرسشنامه ی دو بخشی است که برای تشخیص ابتلا به افسردگی بسیار قابل اعتماد است. در این آزمایش از شما خواسته می شود که به دو سوال پاسخ دهید:

  1. آیا در طی ماه گذشته شما احساس ناراحتی، افسردگی و یا ناامیدی داشته اید؟
  2. در طی ماه گذشته آیا شما علاقه ی کمی به انجام کارها داشته اید و یا اینکه از انجام کارهایتان لذت نمی بردید و احساس ناراحتی کرده اید؟

پاسخ هایی که شما به  این دو سوال می دهید مشخص می کند که پزشک پس از پاسخ شما چه آزمایش دیگری را برای شما انجام دهد. امکان دارد پزشک برای تکمیل تشخیصش سوالات اضافه ای از شما بپرسد. و اگر پاسخ های شما نشان دهد که شما مبتلا به افسردگی نیستید پزشک ممکن است علائم را برای تشخیص درست دوباره بررسی کند. مطالعات پزشکی نشان داده است که این دو پرسش، به خصوص زمانی که برای ارزیابی فرد مورد استفاده قرار می گیرد، ابزاری بسیار موثر برای تشخیص بیماری افسردگی می باشد.

پزشک برای تشخیص وجود و شدت علائم افسردگی ممکن است آزمایش های دیگری را انجام دهد که عبارتند از:

  • پرسشنامه سلامت (PHQ-9)9 آزمایش برای غربالگری و تشخیص شدت بیماری افسردگی
  • پرسشنامه ی افسردگی (BDI) 21 سوال چند گزینه ای که شدت علائم افسردگی و احساسات فرد را اندازه گیری می کند.
  • زونگ مقیاست درجه افسردگی- یک بررسی کوتاه برای اندازه گیری میزان افسردگی، اعم از افسردگی عادی و حاد است.
  • مرکز مطالعات اپیدمیولوژیک- میزان افسردگی (CES-D)- ابزاری است که به بیماران اجازه می دهد که برای ارزیابی احساسات، رفتار و دیدگاهاشان در طول یک هفته را مورد بررسی قرار دهد.
  • مقیاس اندازه گیری افسردگی همیلتون (HRSD)، که به عنوان مقیاس اندازه گیری افسردگی همیتلون شناخته شده است و یا به صورت مختصر HAMD نامیده می شود که شامل پرسشنامه ی چند گزینه ایست که پزشک برای تشخیص شدت افسردگی فرد از آن استفاده می کند.

زمانی که شما یک آزمایش را انجام می دهید ممکن است شما از اینکه به آن سوالات پاسخ صادقه بدهید احساس ناراحتی کنید، فردی که این آزمایشات و آزمون ها را بر روی شما انجام می دهد سوالاتی در مورد افسردگی و خلق شما، افسردگی و شناخت شما، مشکلات جسمی افسردگی مانند کمبود انرژی، اختلال خواب، مشکلات جنسی از شما می پرسد. سعی داشته باشید که برای تشخیص درست به پزشک صادقانه پاسخ دهید. پرسشنامه های حرفه ای که برای تشخیص سلامت روان تنظیم شده اند برای تشخیص بالینی افسردگی به کار می روند و نمی تواند جایگزین یک مصاحبه ی کامل شود. پس از اینکه پزشک نسبت به بیماری شما تشخیص دقیقی بدهد می تواند برای درمان موثر اقدام کند.

اگر پزشک افسردگی را در شما تشخیص دهد

بیماری افسردگی قابل درمان است. در نتیجه، تشخیص افسردگی می تواند مسیری را برای شما مشخص کند که یک زندگی سالم بدون احساس درماندگی، ناامیدی و بی ارزشی را دارا باشید.

زمانی که پزشک تشخیص داد که شما افسرده هستید، شما باید برنامه های درمانی او را دنبال کنید. داروهایی که برای شما تجویز می شوند بسیار مهم است. همچنین اگر پزشک از شما خواست باید در شیوه ی زندگی خود تغییراتی ایجاد کنید و یا اینکه به یک روان درمانگر مراجعه کنید. میلیون ها نفر از ابتلا به افسردگی رنج می برند، زیرا آنها در پی کمک های حرفه ای که در نتیجه ی مراجعه به پزشک میسر می شود نیستند.

آموزش توالت رفتن به کودکان

۰ بازديد

آموزش توالت رفتن یک مرحله مهم برای کودکان و همینطور والدین است. راز گذر از از این مرحله چیست؟ وقت گذاشتن و صبوری به خرج دادن.

موفقیت در آموزش توالت رفتن منوط به آمادگی جسمی و هیجانی می باشد و وابسته به سن خاصی نیست. بسیاری از کودکان از سن ۲سالگی علاقه مند به آموزش توالت رفتن می باشند در حالی که برخی دیگر تا سن دو و نیم سالگی یا حتی بیشتر آمادگی ندارند درحالی که عجله ای هم در آن نیست. اگر شما خیلی زود آموزش توالت رفتن را شروع کنید ممکن است آموزش و درک توالت رفتن بسیار زمان بر باشد.

آیا کودک شما آمادگی دارد؟ از خود سؤالات  زیر را بپرسید:

  • آیا کودک شما به توالت یا صندلی توالت یا پوشیدن لباس زیر علاقه دارد؟
  • آیا کودک شما جهات اساسی را درک کرده و دنبال می کند؟
  • آیا کودک شما نیاز به دستشویی رفتن را از طریق عبارات، بیانات یا حرکات چهره ای به شما می گوید؟
  • آیا کودک شما قادر است دوساعت یا بیشتر در روز خودش را خیس نکند؟
  • آیا کودک شما درمورد پوشک خشک یا خیس شکایت می کند؟
  • آیا کودک شما می تواند به تنهایی شلوارش را پایین بکشد و دوباره بالا بکشد؟
  • آیا کودک شما می تواند روی صندلی بنشیند و سپس از روی آن بلند شود؟

اگر پاسخ شما بیشتر بله است، کودک شما ممکن است آماده آموزش توالت رفتن باشد. اگر به بیشتر سوالات پاسخ نه می دهید ممکن است نیاز باشد صبر کنید به ویژه اگر کودک شما با یک تغییر بزرگ به تازگی مواجه شده یا به زودی مواجه خواهد شد مانند اسباب کشی و یا به دنیا امدن خواهر و برادر جدید. خردسالی که امروز با آموزش توالت رفتن مخالفت می کند ممکن است در عرض چند ماه دیگر پذیرای این کار باشد.

وقتی که شما تصمیم می گیرید که زمان شروع آموزش توالت رفتن است زمینه را برای دست یابی به آن فراهم کنید. با حفظ نگرش مثبت در خود و دیگر مراقبان کودک، شروع کنید. سپس این مراحل را انجام دهید.

برای مطالعه بیشتر:

۱۲ توصیه جهت آموزش دستشویی رفتن به کودکان

وسایل لازم را در همه جا قرار دهید

صندلی توالت را در حمام و توالت یا در ابتدا جایی قرار دهید که کودک شما بیشتر وقت خود را آنجا می گذاراند و صندلی را  نیز تزیین کنید و او را به نشستن برروی صندلی  با یا بدون پوشک ترغیب کنید. اطمینان یابید که کودک شما می تواند روی پاهای خود بر روی زمین یا صندلی توالت فرنگی بایستد.

کمک کنید کودک شما بداند چگونه در مورد توالت صحبت کند با استفاده از اصطلاحاتی صحیح و ساده. شما می توانید محتواهای پوشک کثیف را در صندلی توالت بگذارید بماند تا مفهوم یا مقاصد کاربرد آن را به کودک نشان دهید یا اجازه دهید تا کودک اعضای خانواده را هنگام استفاده از صندلی توالت ببیند.

برای توالت رفتن زمان بندی داشته باشید

اگر کودک شما مایل است اجازه دهید بدون پوشک چندین بار طی روز دقایقی را روی صندلی توالت بنشیند. در پسران، اغلب بهتر است که نشسته ادرار کنند و سپس پس از اتمام آموزش دفع می توانید ادرار کردن ایستاده را نیز یاد دهید. کتاب آموزش توالت رفتن را بخوانید یا به کودک خود یک اسباب بازی برای سرگرم شدن هنگام نشستن بر روی صندلی توالت بدهید. وقتی او در حمام است در کنارش بنشینید. حتی اگر کودک شما فقط آنجا نشسته است، او را به تلاش کردن تشویق کنید و به او یادآوری کنید که بعداً اجازه تلاش دوباره برای دستشویی را دارد. برای حفظ ثبات سعی کنید صندلی توالت یا توالت فرنگی را هنگام بیرون رفتن از منزل با خودتان ببرید.

برای مطالعه بیشتر:

آموزش ارزش های مهم به کودک پنج ساله

سریع برو اونجا!

وقتی که شما متوجه علائمی حاکی از نیاز به توالت رفتن مانند وول خوردن، چمپاته زدن در یک جا یا گرفتن ناحیه تناسلی شدید، سریع واکنش نشان دهید. کودک خود را با این علائم آشنا کنید، هنگام دستشویی کردن او توقف کنید و او را به دستشویی هدایت کنید. کودک را تشویق کنید تا موقعی که دستشویی دارد به شما بگوید. دختران را آموزش دهید تا از جلو به عقب خود را خشک کنند برای پیشگیری از حرکت میکروب ها از مقعد به واژن یا مثانه. هنگام کشیدن فلش تانک بگذارید کودک آن را به عنوان یک وظیفه اجتماعی انجام دهد و مطمئن شوید که کودک پس از آن دست هایش را می شوید.

مشوق های انگیزیشی را درنظر بگیرید.

برخی از کودکان به استیکرها یا ستاره های روی چارت ها واکنش نشان می دهند. برخی دیگر گردش در پارک و دیگر داستان های مکمل موقع خواب را دوست دارند. تلاش کودک را با تشویق کلامی تقویت کنید مانند: “چقدر عالی، تو داری درست مثل بچه های بزرگ توالت رفتن رو یاد می گیری”. مثبت اندیش باشید حتی اگر این رفت و برگشت به توالت موفقیت آمیز نباشد.

پوشک ها را مدفون کنید.

پس از چند هفته آموزش توالت موفقیت آمیز، کودک شما ممکن است آماده جابجایی پوشک با آموزش شلوار یا لباس زیر باشد. این انتقال یا گذر را با رفتن به بیرون جشن بگیرید. به کودک اجازه دهید تا خود لباس زیر را بیرون آورد. پس از آنکه کودک شما آماده پوشیدن با آموزش شلوار یا لباس زیر مقرر می شود از به تن کردن بالاپوش ها، کمربند یا تسمه، لباس های سرتاسری یا دیگر مواردی که می تواند مانع از لباس پوشیدن مستقل شود بپرهیزید.

خواب سالم داشتن

اکثر کودکان اوایل اغلب حدود دو تا سه ماه آموزش مداوم توالت رفتن در کنترل مثانه در طی روز تسلط دارند. آموزش توالت در خواب نیمروز یا شبانه ممکن است ماه ها یا سالها طول بکشد. در این اثناء از شلوارهای یکبار مصرف یا از تشک های لایه دار در هنگام خواب کودک استفاده کنید.

دریابید که چه زمانی باید آموزش دهید و چه زمانی دست بکشید

اگر کودک شما در چند هفته بر استفاده از صندلی توالت یا توالت مقاومت می کند یا نمی تواند بر روی آن بنشیند یک وقفه بیندازید. اگر این فرصت ها باز هم او را آماده نکرد طی چند ماه دوباره تلاش کنید. شما ممکن است نفس راحت تری بکشید اگر کودک شما نحوه استفاده از توالت را کشف می کند و یاد می گیرد. اما انتظار وقوع پیشامدهای تصادفی و در رفتن های ناگهانی را داشته باشید. اینجا مواردی برای پیشگیری و کنترل خیس کردن شلوار وجود دارد:

  • یادآورهایی را ارائه دهید. خود را خیس کردن اغلب زمانی روی می دهند که کودکان مجدوب فعالیت هایی می شوند که برای لحظاتی دلچسب تر از استفاده از توالت است. برای مبارزه با این حالت، توالت رفتن منظم را ارائه دهید مانند ابتدای صبح، بعد از هر وعده غذایی و اسنک، قبل از سوار ماشین شدن یا رفتن به رختخواب.
  • خونسردی خود را حفظ کنید. کودکان عمداً خیس کردن شلوار را برای عصبانی کردن والدین ایجاد نمی کنند. اگر کودک شما خود را خیس کرد او را سرزنش، تأدیب یا خجالت زده نکنید. شما ممکن است بگویید”این بار را فراموش کردی. بار بعد هر چه زودتر به توالت خواهی رفت”.
  • آمادگی داشته باشید. اگر کودک شما چندین بار خود را خیس می کند لباس زیر جذبی ممکن است بهتر باشد. بر تعویض لباس زیر و پوشاک دستی به صورت دستی تکیه کنید، به ویژه برای مدرسه یا در حضور مراقب کودک.خیس کردن های تصادفی خطری ندارند اما آنها می توانند منجر به مورد اذیت واقع شدن، خجالت و بیزاری از جانب همسالان شود. اگر کودک آموزش دیده در توالت رفتن دوباره برمی گردد یا زمین می خورد، به ویژه در سن ۴ سالگی و بالاتر از آن یا اینکه نگران خیس کردن های تصادفی کودک خود هستید با پزشک مشورت کنید. گاهی اوقات مشکلات خیس کردن شلوار نشان دهنده شرایط اساسی جسمانی مانند عفونت مجاری ادرار یا بیش کاری مثانه باشد. درمان فوری می تواند کمک کند تا کودک شما بتواند عاری از این مشکل باشد.

فرزندپروری: هشت نکته مخصوص پدران

۰ بازديد

 پدران نقش مهمی در بزرگ کردن فرزندان خود دارند، گرچه همواره به عنوان مراقب اولیه کودک به حساب نمی ایند. در زیر هشت نکته در برای کمک به فرزندپروری بهتر پدران امده است.

  1. برای موفقیت جمعی تلاش کنید

در فرهنگی که به فکرخود بودن تحسین می شود شما به عنوان پدر باید خواهان از خودگذشتگی و در اولویت قرار دادن خانواده درجه یک خود باشید. این به معنای برآورده کردن نیازهای همسر و کودکان و سپس خود می باشد. اگر مجبورید که از بین چیزی که برای شما و برای خانوده شما بهتر است یکی را انتخاب کنید همواره ابتدا خانواده را در اولویت قرار دهید. ممکن است شما ممکن است گاهاً کمی احساس دلخوری کنید از اینکه هرگز نیازهای شما مدنظر قرار نمی گیرد (مثلاً شما باید جشن تولد بگیرید)، اما اینجا منظور تااندازه ای رضایت به فداکردن خود برای اعضای خانواده است.

برای مطالعه بیشتر: پدران هم می توانند مراقب کودک باشند

نقش پدر در تربیت کودک

  1. از همسر خود تمجید کنید

تحسین همسر به خاطر تعهدپذیریدر قبال حضور به موقع سر کار و رسیدگی به شما و فرزندان کار سختی نیست (حتی اگر او تمام وقت کار می کند). اما مادر بودن مشکل ترین، بشردوستانه ترین و اغلب قدرنشناس ترین کار دنیا است. شما باید در همه حال از او به خاطر تمام کارهایی که برای اعضای خانواده انجام می دهد تشکر کنید. همچنین به او فرصت های مشخصی برای پرداختن به خود تعیین کنید؛ خواه ورزش کردن، ملاقات با دوستان باشد خواه برای برخی فقط هنگام غمگینی خواندن کتاب یا گرفتن یک دوش طولانی باشد. علاوه براین؛ دوست من همیشه با کمی خودخواهی می گوید که من همسر شاد، زندگی شاد را دوست دارم(امیدوارم که این اظهارات دال بر تبعیض گرایی نباشد، که منظور آن نیست).

  1. مراوده کنید

ارتباط برقرار کردن یکی از مهم ترین وسیله های موفقیت در زندگی زناشویی و خانوادگی است. بله آن یک وسیله است که مردان به طور سنتی در آن خیلی خوب ظاهر نمی شوند. ارتباط می تواند از طریق عبارات، زبان بدن، هیجان ها  و رفتار صورت گیرد. آن نشان دهنده احترام قائل شدن برای همه اعضای خانواده  است و اطمینان می دهد که نیازها درحال برآورده شدن و تضادها نیز حل و فصل شدن هستند. با همسر و فرزندان خود صحبت کنید اما از آن مهم تر به پیام های آن ها طور بارز و نافذ گوش دهید و به آنها متقابلاً بازخوردی بدهیدکه شما آنچه آنها می گویند را شنیده اید.

  1. احساساتی باشید

ما در فرهنگی زندگی می کنیم که در آن بیان هیجان ها توسط مردان ضعیف اعمال می شود. در عین حال بیان مناسب هیجان ها خواه هیجان های مثبتی مانند شادی، برانگیختگی یا هیجان های کمتر مثبتی همچون خشم، ناکامی یا غم برای خشنودی فردی، ارتباطات سالم و موفقیت در زندگی حائز اهمیت می باشند. توانایی ابراز همه هیجان ها بخش مهمی متعادل بودن و مهربانی است. زندگی احساساتی سالم یک موهبت ماندگاری است که شما به فرزندان خودمی بخشید. بعلاوه، برخلاف آنچه فرهنگ ما می گوید،معمولاً نیاز به استعداد است تا بتوانید یک ابرازکننده عاطفی باشید زیرا آن در مقابل تعریف معمولیمردانگی قرار می گیرد(ورفتن برخلاف جریان آب نیزدر باب مفهوم مردانگی است همانطور که کاری نداردآن را داشته باشید!).

  1. محکم باشید

بسیاری از والدین این روزها این پیام را از فرهنگ های عامهمی گیرند که آنها باید به فرزندان خود آسان بگیرند. خوب، اجازه دهید چیزهایی به شما بگویم: دنیای بیرونی جای آسان گرفتن به فرزندان نیست، پس شما باید آنها را برای مواجهه با محیط به طور واقع بینانه مجهز کنید. اما وقتی که من می گویم”محکم”؛ به این معنی نیست که نامهربان یا عصبانی باشید. بلکه منظورم آن است که شما باید بدانید چه چیزی و چه کاری برای فرزندان شما بهتر است؛ خواه آن را دوست داشته باشند خواه نداشته باشند. آنها ممکن است امروز خیلی قدرشناس این کار نباشند اما در آینده از شما به خاطر تذکر این موارد و نشان دادن خوب و بد تشکر می کنند.

  1. پیام های خوب بدهید

بدانید که کودکان شما آماج پیام های نامناسب از هر جایی که آنها به آن سر می زنند به ویژه از فرهنگ های رایج قرار می گیرند. اما مانند پدر خود؛ شما باید بتوانید بر آنها به طور مستقیم تر، مقتدرانه تر و  قاطعانه تر تأثیرگذار باشید. برای این کار شما باید قدمی بیش از گفتگو کردن بردارید؛ بعلاوه بایستی برای گردش رفتن اقدام کنید زیرا کودکان شما به آن نیاز دارند همانطور که شما قول می دهید و به آن عمل نمی کنید.اطمینان یابید پیام هایی که شما به کودکان خود مخابره می کنید چه در قالب عبارات، هیجان ها چه اعمال همه در راستای تسریع رشد سالم پیش می روند.

 

  1. ارزش های ممتاز و جامعه پسند را آموزش دهید.

ارزش هایی که کودکان شما هنگام کودکی یاد می گیرند آنها را هنگام مواجهه با هرچیزی در زندگی ایشان هدایت خواهند کرد. متأسفانه، ما در یک فرهنگ رایج آلوده ای زندگی می کنیم که به کودکان مهیب ترین ارزش ها را آموزش می دهد. مانند؛ بی احترامی، خودخواهی، طمع ورزیدن و بی تفاوتی.برای غلبه بر تأثیرات آن شما باید اطمینان یابید که ارزش های شما معقول است و آنکه کودک شما پیام های ارزشی مثبت را از شما می گیرد و به آنها عمل می کند.

  1. خود را از نظر جسمی و روحی پرورش دهید

اگر شما مانند خیلی از پدران امروزی هستید، استرس ناشی از سخت کوشیدن برای متکفل بودن خانواده و متعادل کردن همه جنبه های زندگی می تواند اثرات مضر خودش را داشته باشد.عادات خوردن نادرست و ورزش نکردن و بیخوابی همه و همه منجر به چاقی و مشکلات جدی تهدید کننده سلامتی می شود. با وجود اضافه وزن داشتن، بدقیافه شدن، مریضی، محدودیت های فیزیکی به هر طریق(یا حتی بدتر از آن، مرگ)؛ شما ۵۰درصد پدر خوبی نمی باشید. مراقب گذر زمان باشید(ممکن است اینکه شما چگونه کار می کنید اهمیتی نداشته باشد)و ملزم به حفظ سلامتی خود به خاطر رفاه حال خانواده باشید.

بررسی رفتار خودارضایی در کودکان

۰ بازديد

این مقاله با توجه به نیاز شدید والدین برای کسب اگاهی در زمینه رفتار شبه خودارضایی در کودکان است. مسئله ای که بسیاری از والدین با نگرانی به کلینیک مراجعه کرده و گاها با رفتارهای نادرست و قضاوت های اشتباه کودک رو دچار مشکلات هیجانی می کنند.

استمناء چیست؟

استمناء به معنای خود ارضایی برای کسب لذت و خودآرامی است. کودکان ممکن است به خود دست یا اشیای دیگری بمالند. خودارضایی  بیش ازیک بررسی ساده اندام های تناسلی است که معمولا در ۲سالگی هنگام استحمام مشاهده می شود. در حینخودارضایی یک کودک معمولاً دارای چهره ای خیره، گرگرفته و شیفته به نظر می رسد. کودک ممکن است اغلب چندین بار در هر روز یا فقط یکبار در هفته تحریک شود. ولی آن به طور معمول تر هنگام خواب آلودگی، خستگی، تماشای تلویزیون یا استرس رخ می دهد.

مطالب مرتبط:

اختلالات عادتی مانند انگشت مکیدن کدامند؟

چرا کودکم خود ارضایی می کند؟

خودارضایی ناگهانی یک رفتار نرمال در بسیاری ازکودکان خردسالان و پیش دبستانی است. حدود یک سوم کودکان در این گروه سنی خودارضایی را هنگام کاوش اعضای بدن خود کشف می کنند. آنهاصرفاً به دلیل آنکه آن حس خوبی به دست می دهد به این عمل ادامه می دهند. برخی از کودکانمکرراً خود ارضایی می کنند زیرا آنها از چیزهایی همچون گرفتن پستانک احساس ناخشنودی می کنند. برخی دیگر هم این کار را در واکنش به تنبیه یا فشارناشی از توقف کامل خودارضایی انجام می دهند.برای آنهیچ گونه دلایل پزشکی وجود ندارد و تحریک ناحیه تناسلی که موجب درد یا خارش می شود نیز ناشی از خودارضایی نیست.

این رفتار چه مدت طول می کشد؟

با کشف خودارضایی کودکخیلی کم می تواند آن را یکباره کنار بگذارد. کودک شما ممکن است آن را کنار نگذارد همانطور که اغلب اگر چنین باشد با ناتوانی یا بدبختی هایی علاج پذیر مرتبط است. در سن ۵ یا ۶سالگی اکثر کودکان قوه تشخیص و احتیاط را یاد می گیرند و تنها به طور خصوصی مرتکب این کار می شوند.خودارضایی تقریباً در دوره بلوغ  و در واکنش به تغییرات هورمونی نرمال و سائق های جنسی امری همگانی و جهان شمول تلقی می شود.

آیا خودارضایی باعث بروز مشکلات بعدی در زندگی می شود؟

خودارضایی موجب هیچ گونه صدمه فیزیکی یا آسیب به بدن نمی شود. آن مفرط یا غیرنرمال نیست مگر آنکه عمداً در مکان های عمومی و پس از سن ۵یا ۶سالگی دیده شود وبه معنای شهوتی، بی قاعده یا دارای انحراف جنسی بودن کودک شمانیست. فقط اگر بزرگسالان از خودارضایی کودک عصبانی شوند و آن را عملی کثیف یا بد جلوه دهند موجب صدمات هیجانی از قبیل احساس گناه و فوبیای جنسی خواهد شد.

چگونه می توانم به کودکم کمک کنم؟

  1. اهداف واقعی داشته باشید.کنارگذاشتنکامل خودارضایی غیرممکن است. این واقعیت را بپذیرید که کودک شما آن و لذاتش را فهمیده است. تنها چیزی که شما می توانید آن را کنترل کند، مکان انجام این کار است.چشم پوشی از آن فقط در حمام و اتاق خواب یک کار معقول است. ممکن است به کودک خود بگویید؛ بهتر است آن را هنگامی که خسته ای در اتاق خوابت انجام دهی؛ اگر خودارضایی برای شما اهمیتی ندارد دیگر جایی که در آن خودارضاییانجام شود مهم نیست، زیرا کودک شما می فهمد که می تواند آن را آزادانه و در هر شرایطی انجام دهد.
  2. از خودارضایی در موقع چرت زدن و موقع خواب چشم پوشی کنید.

کودک خود را تنها در این لحظات تنها بگذارید وبه اودائماًنگاه نکنید، نباید اورا از خوابیدنبر روی شکم منع کنیدو یا اگرمشاهده کردید که دست هایش را در وسط پاهایش قرار دادهاو را مورد بازخواست قرار ندهید.

  1. حواس کودک را پرت کنید یا او را به خاطر خودارضایی در زمان های دیگر تأدیب کنید.

نخست، سعی کنید حواس کودک خود را به سمت اسباب بازی یا فعالیتی خارجی منحرف کنید. اگر این کار میسر نشد، او را تفهیم کنید: می دانم که این حس خوبی است و انجام دادن آن در اتاق یا اتاق خواب بالامانع است اما، آن را در نشیمنگاه و وسطخانه یا در حضور افراد دیگری انجام نده. در زمان ۴یا ۵سالگی کودکان به احساسات افراد دیگر حساس هستند و اینکه باید تنها در خلوت خودارضایی نمایند را درک می کنند. کودکان خردسال ممکن است برای انجام این کارمجبور به رفتن به اتاق خود شوند.

  1. این عمل را با پرستار کودک یا کارکنان مدرسه درمیان بگذارید.از مراقب یا معلم کودک بخواهید تا به خودارضایی ابتدا با پرت کردن حواس کودک واکنش نشان دهد. اگر این کار میسر نشد آنها باید توجه کودک را با عباراتی مانند بیا من و تو الان اینجا و از کنار هم بودن لذت ببریم و بازی کنیم. در مدرسه باید عملخودارضایی تنها هنگام چرت زدن مورد بی توجهی واقع شود.
  2. داشتن تماس جسمی با کودک را بیشتر کنید.

برخی از کودکان درصورتی که در آغوش کشیدن و نوازش بیشتری را در روز دریافت کنند کمتر دست به خودارضایی می زنند. سعی کنید اطمینان یابید که کودک شما روزانه دست کم روی هم رفتهیک ساعت خاصی محبت فیزیکی شما را اخذ می کند.

  1. اشتباهات متداول

رایج ترین اشتباهی که والدین انجام می دهند تلاش برای رفع کامل خودارضایی است. این کار منجر به ناتوانی می شود که والدین مجبورند از آن غفلت کنند. کودکان نباید به خاطر خوارضایی مورد تنبیه فیزیکی شوند، نه بر سر آنها فریاد زده شود و نه صحبتی از آن گفته شود. خودارضایی را به عنوان کاری بد، کثیف، شریرانه یا غیرشرعی برچسب نزنید و دستان کودک خود را نبندید یا از هرگونه محدودیتی در این مورد خودداری کنید. همه این شیوه ها تنها به مقاومت و احتمالا بعدا به بازداری های جنسی منجر می شوند.

چه زمانی با پزشک تماس بگیرم؟

در صورت مشاهده موارد زیر فوراً تماس بگیرید:

  • کودک شما به طور مستمر در حضور افراد دیگر به این کار ادامه می دهد.
  • فکر می کنید کودک شما توسط شخصی برای این کار تحریک شده است.
  • کودک شما در جهت ارضاشدن از طریق دیگران تلاش می کند.
  • احساسمی کنید کودک شما غمگین یا افسرده است.
  • شما انتظار هیچ گونه خودارضایی را از کودک خود را نداشتید.
  • این عمل در ظرف یک ماه بهبود نمی یابد.
  • سؤالات یا نگرانی های دیگری دارید.